تبلیغات
سامانه بیستا - مطالب موضوعات طنز

به نام خالق خلاق

به جمع بیستایی ها خوش اومدین

مشاهده مطالب

چشم انداز بیستا

به زعم بسیاری از اندیشمندان، عصر آینده عصر «ذهن‌سازی» و مدیریت ذهن‌ها است و مدلهایی در این زمینه موفق هستند که بتوانند به خوبی و بصورت مداوم محصولات فرهنگی را برای تربیت کودکان و تفریح جامعه طراحی نمایند. «شرکت بیستا» نیز به عنوان اولین واحد فناور آموزشی در مرکز رشد تربت حیدریه بر آن است تا با طراحی بازی‌های متنوع در زمینه‌های علمی و فرهنگی و همچنین طراحی و راه‌اندازی پارک‌های موضوعی، گامی بلند برای خلق نوآوری و ارزش افزوده در برنامه‌های فرهنگی و تفریحی بردارد.

بایگانی

نویسندگان

صفحات دیگر

بیستایی ها برترینند

پل های ارتباطی

یک فنجان لبخند

موضوعات طنز

یعنی اگه اسمت
“میرزا پشم الدین خانِ گل کَلَمیان”
هم باشه، وقتی میخوای ایمیل درست کنی
میگه قبلا یه ایمیل با این اسم ساخته شده ..!


کاش میشد هر شب از خودمون ۱ سی سی خون بگیریم
بریزیم تو یه نعلبکی بذاریم کنار تخت!
که این پشه ها بشینن عین بچۀ آدم بخورن دست از سر ما بردارن !!

با تشکر از یکلبخندی که با ما خوردید


ملا نصرالدین همیشه اشتباه می‌كرد؟

دل نوشته ها مطالب ادبی داستانک موضوعات طنز علمی روزبرد

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌كرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند.

دو سكه به او نشان می‌دادند كه یكی شان طلا بود و یكی از نقره.

اما ملا نصرالدین همیشه سكۀ نقره را انتخاب می‌كرد.

این داستان در تمام منطقه پخش شد.

هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سكه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سكه ی نقره را انتخاب می‌كرد.

تا این كه مرد مهربانی از راه رسید و از این كه ملا نصرالدین را آن طور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد.

در گوشه ی میدان به سراغش رفت و گفت: هروقت دوسكه به تونشان دادند٬ سكۀ طلا را بردار.

این طوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند.

ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه ی طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هایم.

شما نمی‌دانید تا حالا با این كلك چقدر پول گیر آورده‌ام

  شرح حكایت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک) 

«اگر كاری كه می كنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشكالی ندارد كه تو را احمق بدانند.»

 شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)

«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی، آن ها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. »  

شرح حکایت 3 (دیدگاه حکومت ماکیاولی)

«اگر بتوانی ضعف های مردم را بفهمی می توانی سر آن ها کلاه بگذاری ! و آن ها هم مدتی لذت خواهند برد! »


خوش حالم میکنین اگه نظرتون رو بذارید واسم